«جزیره‌ی برعکسیها»: قصه‌ای درباره‌ی استقلال‌‌‌‌طلبی و نافرمانی

معرفی قصه

قصه‌ی «جزیره‌ی برعکسیها»، درباره ی یکی از کلیدی‌ترین چالشهایی است که والدین با فرزندان خود تجربه می‌کنند: حس استقلال‌طلبی و نافرمانی‌های مداوم برای حفاظت از این حس.

همانطور که می‌دانید، کودکان از سن سه الی چهار سالگی، حس استقلال طلبی را تجربه می‌کنند و حرف‌شنوی آنها از پدر و مادر کم می‌شود. این حس تا جایی‌ که به آنها آسیب نزند، بسیار مفید بوده و راه را برای تجربیات جدید و قطعِ وابستگیها هموار می‌کند. اما اغلب، کودکان قادر نیستند مرزی برای استقلال‌طلبی خود قائل شوند و با سرپیچی مداوم از حرفهای پدر و مادر، ممکن است در شرایط آسیب‌زایی از نظر روحی و جسمی قرار بگیرند.

البته که نباید از نقش والدین در ایجاد این نافرمانی‌های پی‌در‌پی غافل شد. گاه دستورات والدین آنقدر زیاد می‌شود که بچه‌ها ترجیح می‌دهند دکمه‌ی خاموش گوش‌هایشان را بزنند و دیگر صدای آنها را نشوند. این کار، در نهایت، به ضرر خودشان تمام می‌شود.

 

خلاصه‌ی قصه

در قصه‌ی «جزیره‌ی برعکسیها»، آدیشه، قهرمانِ داستان، کودکان را با خود به سفری سحرآمیز می‌برد. سفری به جزیره‌ی برعکسیها! جزیره‌ای که همه در آن همه چیز برعکس است، حتی نشستن و راه رفتن! آدیشه طی اتفاقاتی عجیب و غریب و خنده‌دار، اهمیت حرف شنوی از والدین و احترام به آنها را می‌فهمد. در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که بهتر است قبل از هر مخالفتی، «اول فکر کند».

در این قصه، تلاشم بر این بوده که با استفاده از تکنیک آشنایی‌زدایی،‌ کودکان را جذب قصه کرده و تا آخر با خودم همراه کنم تا پیام قصه به جانشان بنشیند.

امیدوارم این قصه هم مورد پسند کودکان نازنین و دوست داشتنی من قرار بگیرد🙏🥰

لطفاً دیدگاه ارزشمند خود و فرزندتان را برایم بنویسید🙏

پادکست همین قصه‌ را از اینجا گوش کنید.

سایر لینکهای مرتبط با نسیم قصه‌ها👈اینجاست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط