«مخلوط‌کن احساسات»: قصه‌ای درباره‌ی تکفکیک احساسات

قصه مخلوط کن احساسات

معرفی قصه مخلوط‌کن احساسات

این قصه، همانطور که از اسمش پیداست، درباره‌ی احساسات است؛ اما موضوع اصلی آن، معرفی احساسات نیست. چرا که این روزها داستان‌ها و انیمیشن‌های زیادی در این رابطه ساخته شده‌اند. اغلب والدین هم نسبت به سالهای گذشته، نسبت به اهمیت توجه به احساسات خود و فرزندانشان آگاهتر شده‌اند. دغدغه‌ی اصلی من در نگارش این قصه، تاکید بر اهمیت «تفکیک احساسات» از یکدیگر است. این که به هر یک از احساس‌ها به طور مجزا اهمیت بدهیم و آنها را با هم درنیامیزیم. چه بسا، بسیاری از ما بزرگترها هم با این مشکل دست به گریبانیم. 

بسیاری از افراد در مواجهه با مسئله‌ای که باعث عصبانیتشان شده،‌ به جای ابراز خشم یا مطالبه گری به جا، سکوت کرده و اشک می‌ریزند. یعنی احساس خشم و غم را با یکدیگر درمی آمیزند. گویی نمی‌توانند رفتاری متناسب با احساسات‌شان را از خود بروز دهند. 

خیلی وقتها نیز، افراد وقتی از دست کسی غمگین می شوند، احساس عشقی را که در آنها وجود دارد، نادیده می گیرند. حس می کنند دیگر طرف مقابل را دوست ندارند یا دیگر دوست‌داشتنی نیستند. این افکار در کودکان بسیار شایع است. دغدغه‌ی بسیاری از والدین یا مربیان کودک این است که چطور او را متوجه کنند که اگر رفتاری از او سر زده که باعث خشم پدر و مادرش شده است، به این معنی نیست که دیگر دوست‌داشتنی نیست. بلکه، چیزی نمی تواند عشق میان کودک و والدینش را از بین ببرد. 

در نتیجه، پس از بررسی قصه‌ها و انیمیشن‌هایی که در رابطه با شناخت احساسات هستند، اینطور به نظرم رسید که جای بحث مهم «تفکیک احساسات» خالیست.

شرح قصه‌ی مخلوط‌کن احساسات

شخصیت اصلی قصه‌ی ما بچه‌پروانه‌ای به نام پرناز است. پرناز کوچولو در کنار تمام خصوصیات اخلاقی خوبی که دارد، بسیار احساساتی است. او احساسات مختلف خود را می‌شناسد اما قادر به تفکیک احساسات خود نیست. او گاهی احساساتش را با هم مخلوط می‌کند!

در طی قصه، وقتی پرناز احساسات خشم، غم و عشق را با هم درمی‌آمیزد، پدرش با یک دستگاه مخلوط‌کن به کمکش می‌رود. او با یک بازی ساده به او یاد می‌دهد که هر احساسی در جای خودش قشنگ و ارزشمند است. «مخلوط‌کن احساسات» اسم رمزی است که پرناز و پدرش بین خودشان می‌گذارند که در ذهن کودک ما نیز ماندگار خواهد شد.

سایر موضوعات

در کنار پرداختن به «تفکیک احسات» که محور اصلی داستان است، به طور غیرمستقیم، به موضوعات دیگری از قبیل یادآوری احساسات مختلف، اهمیت کمک به یکدیگر، رعایت ادب در صحبت کردن، توجه به نظم و ترتیب، اهمیت دوستی با طبیعت و آزار ندادن حیوانات و همینطور،‌ همدلی و دوستی در بین اعضای خانواده، نیز پرداخته‌ام.

به امید اینکه بچه‌های عزیزم از شنیدن این قصه نهایت لذت را ببرند.  

.

 

بسیار خوشحال خواهم شد اگر با ثبت دیدگاه خود و فرزندتان در بهبود کیفیت قصه‌ها نقشی سازنده داشته باشید🙏🌹

کلیپ قصه «بوق‌بوقی» را نیز با موضوع «بیان احساسات»، از اینجا تماشا کنید.

کلیپ قصه بوق بوقی

سایر لینکهای مرتبط با نسیم قصه‌ها👈 اینجا را کلیک کنید. 

یک پاسخ

  1. نسیم جان
    عالی بود چقدر لذت بردم. واقعا بچه ها ابتدا هیچ کنترلی روی احساسات خود ندارند چون شناختی ندارند. اما با آموزش صحیح می توانند به شناخت نسبی برسند و آنها را کنترل کنند و به موقع بروز دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط